سرمقاله:
- انحلال سازمان برنامه از اشتباهات فاحش دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد محسوب می شود زیرا انحلال سازمان برنامه در اختیار ایشان نیست. سازمان برنامه و بودجه براساس قانون و فشار شورای نگهبان در سال ۱۳۶۱ به وزارت برنامه و بودجه تبدیل شد. از این رو زمانی که موسسه یا نهادی براساس قانون شکل می گیرد، براساس قانون نیز باید منحل شود از این رو عملکرد ایشان در انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی که نام تغییر یافته سازمان برنامه و بودجه است، خلاف قانون می باشد.
۲- سازمان مدیریت و برنامه ریزی که مدتی بنده ریاست آن را به عهده داشتم، سازمانی بسیار قوی از منظر کارشناسی بود زیرا طی ۶۰ سال حیات این سازمان اطلاعات همه دستگاه های اجرایی در آن جمع شده بود. این موضوع منجر به آن شده بود که کارشناسان سازمان برنامه برتری و عمق بسیار بیشتری نسبت به کارشناسان وزارتخانه ها و دیگر سازمان ها داشته باشند. انحلال چنین سازمانی به معنی از میان بردن آن اشرافیت علمی بوده، مضافاً اینکه اگر یک دستگاه نظارتی نتواند بررقابت های اقتصادی و مالی دولت نظارت کند به طور قطع آن دولت به راه خطا خواهد رفت. نظارت اساس حرکت های سازمان ها و دولت ها در جهان است اما متاسفانه این نظارت را ایشان یعنی آقای احمدی نژاد برداشت.
۳- موضوع سوم هزینه هایی است که آقای احمدی نژاد در مسافرت های خود انجام می دهد. براساس خبرها پرداخت بی حساب و کتاب پول در پاسخ به نامه های مردم، رویه معمول سفرهای استانی است. سوال اساسی این است که آیا ایشان حق دارد که بدون مجوز مجلس از کیسه منابع عمومی چنین مخارجی را به صندوق بیت المال تحمیل کنند. به علاوه به لحاظ اخلاقی آیا کسی می تواند از منابع ملی برای تبلیغات انتخاباتی هزینه کند؟ در اینجا باید اضافه کنم که این نوع توزیع پول علاوه بر مسائل اخلاقی، آثار بسیار منفی و تورمی دارد. زیرا در شرایطی که ما براساس آمار اعلام شده از سوی دولت درگیر تورم سالانه ۶۲ درصد هستیم ولی بدون ملاحظه این آمار، دارند نقدینگی را به اشکال مختلف درجامعه می ریزند. این چک پول هایی که به اقشار دو دهک پایین داده می شود، به دلیل نیاز روزمره آنان و عدم پس انداز مجدد این پول ها این پول ها به بازار عرضه و تقاضا آمده و منجر به افزایش تورم مجدد می شود.
۴- آقای احمدی نژاد نه تنها سازمان مدیریت و برنامه ریزی را منحل کرد، که سازمان آمار ایران را نیز در ضعیف ترین موقعیت خود قرار داده است البته سازمان آمار منحل نشده ولی کارشناسان به کلی از آمار درست که مهم ترین ابزار آنان برای برنامه ریزی است محروم شده اند و این امر منجر به سلب اطمینان و اعتماد به آمار این سازمان نزد برنامه ریزان شده است.
۵- وزارتخانه های کلیدی اساساً به منطق کارشناسی در امور معتقد نیستند. از جمله مجلس شورای اسلامی که اکثریت آن از اصولگرایان شکل گرفته است، به دنبال آن بود که وزیر کشاورزی را استیضاح کند، منتها به دلیل مصالحی هیات رئیسه مجلس از استیضاح ممانعت به عمل آورد. با این همه در آغاز وزارت، وزیر کشاورزی مدعای ایشان برای اخذ رای اعتماد در مجلس این بود که در برنامه اش خودکفایی در بسیاری محصولات استراتژیک از جمله گندم و… قرار دارد ولی نتیجه آن شد که در سال ۱۳۸۷ حدود شش میلیون تومان و در سال ۱۳۸۸ نیز به احتمال زیاد با واردات گندم بیشتری مواجه خواهیم بود البته وزیر جهاد کشاورزی همه این مسائل را به گردن خشکسالی انداخت. وزیر بازرگانی نیز برخلاف مصالح ملی و برخلاف مصالح تولیدات داخلی اعم از کشاورزی و صنعتی دروازه واردات را آن چنان گشود که در سال ۱۳۸۶ نزدیک به ۵۰ میلیارد دلار، در سال ۱۳۸۷ نزدیک به همین مقدار واردات کالا صورت گرفت. به این ترتیب درآمد نفت صرف نابودی بنیه های تولید در داخل در حوزه صنعت و کشاورزی شده به نحوی که اکثر صنایع ایران در مرز ورشکستگی قرار گرفته اند. کالاهای صنایع داخلی در انبارها انباشته شده و در حال حاضر با توجه به اینکه بازار ایران را تولیدات چینی و…پر کرده است این کالاها بدون مشتری باقی مانده اند.
علاوه بر این در سال قبل وزارت بازرگانی تا آن اندازه به واردات شکر اقدام کرد که مانند دیگر کالاها شکر داخلی به فروش نرفت و در انبارها انباشته شد. در اثر این سیاست ها صنایع پارچه بافی، قند و شکر و… همگی در معرض ورشکستگی قرار گرفته اند. وزیر راه در حال حاضر منوریل را اجرایی کرده اند. در حالی که همه کارشناسان ترافیک تاکید دارند که منوریل در همه کشورهایی که به تاسیس آن اقدام کرده اند، تنها مخصوص فرودگاه ها به نخستین ایستگاه مترو است یا برای رفتن به پارک ها تعیین شده است. این سیستم براساس مطالعات انجام شده برای حمل و نقل شهری قادر نیست به کار حل تردد درون شهری مسافران بیاید زیرا ظرفیتی که از گنجایش مسافر در اتوبوس نیز پایین تر است برای آن در نظرگرفته اند. مع ذلک آقای وزیر راه دارند چنین پروژه ای را اجرا می کنند.
۶- در این محور کاری ندارم که وزیر کشور چگونه به سرمایه ای حدود ۱۴۰ میلیارد تومانی دست یافته اند اما ایشان برای انتخابات آینده تغییراتی که در حوزه وزارت کشور ایجاد کرده است به قدری معنی دار است که برای اطمینان بیشتر تنها به گزینش طرفدار آقای احمدی نژاد در این تغییرات بسنده کرده اند.
۷- ایشان در طول ریاست جمهوری خود همواره به حوزه قانونگذاری یعنی مجلس شورای اسلامی دهنکجی کرده است. در بودجه سال ۱۳۸۷، آقای احمدی نژاد دستگاه های اجرایی را به ۶۹ دستگاه شامل ۳۹ دستگاه دولتی و۳۰ استانداری تقسیم کرد. ایشان می خواست بودجه را میان ۶۹ دستگاه مربوطه تقسیم کند به نحوی که بودجه هر دستگاه به دست ریاست آن دستگاه بدهند. این نحوه از بودجه ریزی به نوعی بازگشت به عهد قاجاریه و انحطاط محسوب می شود زیرا هر رقم بودجه بر طبق یک ردیفی که مصوب مجلس است باید هزینه شود تا مجلس بتواند نظارت کرده و تکلیف آن را به ویژه در گزارش تفریغ بودجه تعیین کند. سپردن بودجه به شخص وزیر یا رئیس سازمان، قابلیت نظارت بر بودجه را از میان می برد. لازم است یادآوری کنم که بسیاری از مصوبات مجلس را به صراحت اجرا نکرده است. با وجود اینکه در قانون بودجه سال ۱۳۸۷ به جای ۶۹ دستگاه مجلس شورای اسلامی بودجه را میان ۲۶۲ دستگاه تقسیم کرد، با این وجود آقای احمدی نژاد در بخشنامه اجرایی بودجه که در فروردین سال ۱۳۸۷ صادر فرمودند درست همان چیزی که در لایحه ذکر کرده بودند و مجلس آن را رد کرده بود، آن را ابلاغ کردند.
۸- از همه مهم تر تقسیم مستقیم یارانه است. این قابل فهم است که می خواهند یارانه ها را به دو دهک پایین منتقل کنند ولی اگر دو دهک پایین جامعه یارانه ها را به صورت مستقیم دریافت کنند معنایش این است آن کالاهایی که مشمول یارانه بودند، قیمت آن کالاها برای آن دو دهک پایین نیز آزاد می شود بنابراین بسیاری از کالاها را باید به قیمت ۵، ۶ و ۷ برابر همان دو دهک پایین خریداری کنند. از این رو آن یارانه ای را نیز که مستقیماً به این دو دهک پرداخت می کنند چون آن دو دهک اهل پس انداز نیستند، یارانه های مذکور را خرج می کنند در نتیجه نقدینگی و به دنبال آن تورم افزایش می یابد و همان دو دهکی که قرار بود از مواهب یارانه ها بهره مند شوند با ایجاد تورم مضاعف منجر به محرومیت و فقر دودهک مورد بحث می شود. تورم مضاعف به این معنا که الف - ابتدا با آزادشدن نرخ ها، قیمت ها افزایش می یابد. ب- به دلیل آمدن یارانه مستقیم دودهک مذکور به جامعه، مجدداً تورم افزایش می یابد. به دلیل همین دهنکجی ها و نادیده انگاشتن نهاد قانونگذاری است که حتی اکثریت اصولگرایان مجلس، از ریاست آن گرفته تا بقیه با سیاست های ایشان مخالفت کرده اند.
۹- روش های مورد اشاره آقای رئیس جمهور منجر به آن شده تا سرمایه اجتماعی که اعتماد و اعتقاد اقشارجامعه است در شرایط کنونی جامعه ایران به صفر رسیده است. سرمایه اجتماعی نیز اگر نباشد، سرمایه مالی و حتی سرمایه انسانی کارآمدی نخواهد داشت.
اما در حوزه خارجی نیز محورهایی به این شرح به نظر می رسد که بیان آن برای خوانندگان ضروری به نظر می رسد.
۱- اما در حوزه خارجی ما شاهد آن هستیم که به نظر می رسد آقای احمدی نژاد می خواهند ایستادگی قاطعی انجام بدهند ولی وقتی سیاست های ایشان را تعقیب می کنیم درمی یابیم این سیاست ها بیشتر به یک ماجراجویی شباهت دارد تا برنامه ای مبتنی بر عقلانیت و استراتژی. رفتار آقای رئیس جمهوری که در کنفرانس نژادپرستی دوربان دو در ژنو انجام دادند، با توجه به نظریه های کارشناسی صاحبنظران در وزارت امور خارجه از جمله آقای محسن امین زاده، ایران در این کنفرانس انگشت نما شد. حاصل نیز آن شد که اسرائیل و آمریکا از این کنفرانس برنده بیرون رفتند. آنها از سال های قبل می کوشیدند دخالت سازمان ملل در جریان نژاد پرستی را بی اعتبارکنند و با این کنفرانس به این نتیجه رسیدند زیرا از این به بعد کنفرانس نژاد پرستی حداقل از طرف سازمان ملل دیگر برگزار نخواهد شد.
۲- محور دوم طرح مساله هولوکاست است. من نیز حرف هایی دارم. نخستین بار در جهان موضوع هولوکاست را آقای روژه گارودی اندیشمند فرانسوی در کتاب اسطوره های بنیادی اسرائیل مطرح کرد که کتاب مذکور نیز هشت سال پیش در ایران ترجمه شد. وی تاکید می کند که هولوکاست بوده ولی نه آنگونه که در جهان مطرح شده است ولی طرح موضوع از سوی آقای احمدی نژاد نتیجه اش مظلومیت اسرائیل در دنیا بود. تقریباً هشت سال پیش در جامعه اروپا نظرسنجی ای انجام شد که براساس آن ۷۰ درصد اروپایی ها خطرناک ترین دولت برای صلح جهانی را دولت اسرائیل ذکر کرده بودند ولی بعد از مواضع آقای احمدی نژاد اکنون همه نظرسنجی ها تاکید دارند این ایران است که خطر درجه اول به شمار می رود.
۳- سیاست خارجی منطقه ایرانی در برابر اعراب نیز به شدت ضعیف و متزلزل شده است تا جایی که رئیس جمهوری ایران در زیر پرچمی می نشینند که برآن نوشته شده خلیج عربی. از این رفتار دولت نهم به گونه ای بوده است که روز به روز بر شدت تهاجم دول عربی در منطقه افزوده است. ازجمله اعلامیه کمیته ورزش دولت عربستان سعودی تاکید کرده که اگر اسم خلیج عربی را مطرح کنید ما حاضریم با شما همکاری ورزشی به عمل بیاوریم، جسارت بزرگی است که در این زمان در برابر ایران مطرح می شود و این امر ناشی از ضعف دولت ایران است. همچنین تاخت و تاز دولت امارات متحده عربی درباره سه جزیره در همه محافل بین المللی و منطقه ای نیز ناشی از همین ضعف است بنابراین استقرار چنین دولتی برای یک دوره چهارساله دیگر موجودیت ایران را به لحاظ مادی، انسانی، مالی و اقتصادی و همچنین از حیث بین المللی اگر تاکنون به درجه ۴۰ تقلیل داده، بعدها به صفر خواهد رساند.
حال اگر ما به بقا و منافع ایران اعتقاد و دلبستگی داشته باشیم بهتر است شخص دیگری در مسند ریاست جمهوری برای چهار سال دیگر قرار بگیرد. از این رو من توصیه ام به ملت ایران آن است که در انتخابات شرکت کنند زیرا تجربه چندین انتخابات گذشته از سال ۱۳۷۶ به بعد نشان داد که درصورت شرکت انبوه مردم، آنان برنده صحنه انتخابات خواهند بود اما اگر مردم همچنان خاموش باشند و آرا خاموش به صحنه نیایند، به دلیل آنکه طرف مقابل از یک رای ثابت برخوردار است، در آن صورت باز هم قدرت را به دست خواهد گرفت بنابراین ملت ایران اگر بقای ایران را می خواهید، به صورت انبوه به پای صندوق انتخابات
بیایید.
به نقل از سرمایه
مطالب مرتبط :
























نظر شما