عدهای از چهرهها و سرمایههای ارزشی نظام و انقلاب، پس از آگاهی از کاندیداتوری مهندس موسوی، به سمت ایشان جذب شده و از این ایشان حمایت کردند که این رویکرد به سابقه میر حسین موسوی در دوران نخست وزیری بر میگردد.
اما در این میان ابهامی وجود دارد و آن، حضور عناصر ارزشی در کنار احزاب و گروههایی است که زمانی، انتخابات را در دور هفتم مجلس شورای اسلامی تحریم کردند و از مردم خواستند در انتخاب سرنوشت خویش و کشور دخالتی نکنند!!
مگر میشود تفکر بسیج را در کنار تفکرات مجاهدین انقلاب و کارگزاران و نهضت آزادی گذاشت!؟
مگر میشود فردی که خود را بسیجی و مطیع ولایت میداند در کنار افرادی که اعتقادی به ولایت فقیه ندارند، پشت یک میز بنشیند!؟
مگر میشود ظهر پشت سر علی(ع) نماز خواند و شب همراه معاویه شراب خورد!؟
مهندس موسوی باید در تبیین سیاستهای خود مشخص کند چگونه میخواهد همه را در کنار خود نگاه دارد، در صورتیکه مرام و روش چهرههای ارزشی، هیچگاه کوچکترین وجه اشتراکی با این احزاب و گروهها نداشته است.
چتری که ایشان بالا گرفتهاند و از همه خواستهاند به زیر آن بیایند گنجایش و ظرفیتی این چنین ندارد و اگر هم دولتی با این ترکیب بر سر کار بیاید، نتیجهای جز درگیریهای درونی و اصطکاک سیاسی و قفل شدن فعالیتهای دولت ندارد.
البته اگر کمی دقیقتر به موضوع نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که در پس پرده، افراد دیگری هستند که چنین سیاستهایی را دنبال میکنند و میرحسین موسوی را ملعبه دستان خود قرار دادهاند.
میرحسین موسوی علی رغم آن همه ادعای سیاستمداری، بازیچه دست افرادی همچون مصطفی تاجزاده شده است.
هرچند سابقه تاجزاده و کادر اجرایی او که هم اکنون در خارج از مرزهای کشور مشغول فعالیت علیه نظام هستند، واضح و مشخص است، اما این مسئله ظاهراً برای مهندس موسوی موضوعیتی ندارد.
مهندس موسوی و یا هر شخص دیگری حق انتخاب دارد و مختار است آنگونه که تشخیص میدهد فکر کند و تصمیم بگیرد، اما روشن است که جریانی که هشت سال به دنبال براندازی و شبهه افکنی در جامعه بوده است، امروز دوباره چگونه عملکردی خواهد داشت و کشور را به کدام سمت خواهد کشاند؟
چهرههای ارزشی که هم اکنون با مهندس موسوی همراه شدهاند، با کمی دقت و تحلیل آنچه در پیرامون حامیان موسوی و تئورسینها و مشاوران این جریان در حال شکلگیری است، آینده احتمالی خود را پیشاپیش مد نظر داشته باشند و روزی را ببینند که باید در کنار افرادی چون هاشم آغاجری، رضا خاتمی و… بنشینند و همساز شوند و به این فکر کنند که زیاد عجیب نیست در کنار این طیف، مانند برخی ار نمایندگان مجلس ششم، جام زهری تدارک ببینند و دست رهبر انقلاب بدهند و از ایشان بخواهند که بنوشند و بگذارند اینان با خیالی آسوده از اسلام و آرمانهای انقلاب عبور کنند!!
امام خمینی بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی در بیانات گوهر بارشان فرمودند:
“نگذارید این انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد” و امروز حساسترین مقطع برای دفاع از انقلاب و عمل به سخنان امام برای حفظ این نظام و انقلاب است.
قطعاً کسی که خود را پیرو راه و تفکر امام میداند، نمیتواند با متمسکین به جریانهایی که امام خمینی(ره) علناً آنها را طرد نمودند، همچون نهضت آزادی همکاری کند و همچنین جریان های افراطی دیگری مانند حزب مشارکت و دفتر تحکیم و تکنوکراتهای کارگزارانی! که البته خود میرحسین موسوی باید پاسخگوی تناقضات فکری و عملی خود نیز باشد.
به قول سهراب سپهری:
“چشمها را باید شست ؛ جور دیگر باید دید”
مطالب مرتبط :
























۱ نظر
نویسنده خوش بیان ودروغگو ما فقط موسوی را می خواهیم شما هم مثل احمدی نژاد صحبت می کنید دروغ وریا ما موسوی را می خواهیم وپا به پای اون گام بر می داریم در زیر چتر موسوی جایی برای همه هست اما شما نویسنده گرامی موسوی را با معاویه یکی کردید در صورتی که این لقب به او (…….)بر می گردداو که ملت ایران به او بی اعتماد شده است
ارسال شده در تاریخ خرداد ۲۷م, ۱۳۸۸ در ساعت ۲:۳۳ ب.ظ
نظر شما