روزنامه همشهری : سایت همشهری آنلاین مخابره کرد :
چهارشنبه شب گذشته، در مناظره حساس تلویزیونی محمود احمدینژاد و میرحسین موسوی، در میانههای بحث، آخرین نخستوزیر ایران بحث را به حوزه کتاب و نشر برد و گفت: فردی میآید ۱۵بار کتابش چاپ شده، مجوز از همین دولت گرفته[ولی] در چاپ شانزدهم جلویش را میگیرند…
خود انتشاراتیها میدانند در این ۴سال چند تا بودند به چند تا رسیدند، چند هزار تا کم شدند و چه مشکلاتی دارند… شما فکر کنید یک کتابفروش بدبخت و بیچارهای که با زور ۲۰جلد کتاب چاپ کرده کافی است که وزارت ارشاد ۴ تا از این کتابها را درحبس نگه دارد، درچاپ دوم و سومش ورشکست میشود؛ همینطور که دارند ورشکست میشوند.
وقتی نوبت به احمدینژاد رسید، در جواب موسوی گفت: شما فرمودید کتاب؛ بله بنده با شما هم نظرم نامه هم نوشتهام به وزیر ارشاد، تذکر هم دادهام… البته نامه مکتوب من خطاب به وزیر ارشاد هست.
این موضوع که تقریبا تنها نقطه اشتراک بحث داغ این دو نامزد ریاستجمهوری بود، با پایان تعطیلات هفته گذشته از سوی معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بیجواب نماند و معاون وزیر ارشاد، بدون هیچگونه اشارهای به نامه مورد نظر احمدینژاد، سخنان موسوی و البته تلویحا تایید رئیس دولت نهم را تکذیب کرد.
محسن پرویز، در نامهای سرگشاده به عزتالله ضرغامی، رئیس سازمان صدا و سیما بهعنوان جوابیه به این اظهارنظرها آورد: یکی از نامزدهای محترم ریاستجمهوری اسلامی ایران در بین سخنان خود آمار و اطلاعاتی درخصوص تعداد ناشران و کتابهایی که لغو مجوز شدهاند ارائه نمود که به هیچ وجه صحیح نیست.
اگرچه میرحسین آمار و ارقامی ارائه نکرد اما پرویز در قسمتی از نامه خودبدون اشاره به افزایش قیمت کاغذ و هزینههای چاپ، به فروش بیش از ۱۰۰میلیارد تومانی کتاب در آخرین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران استناد کرد که به زعم او نشانه فعالیت مناسب ناشران نسبت به گذشته است.
پرویز همچنین درباره مجوز تجدید چاپ کتاب نیز در این نامه آورد: همواره تعداد محدودی از آثار منتشر شده بهعلت بازتاب منفی آن و وجود گرایشهای مختلف فکری و سیاسی در میان مردم، مورد اعتراض واقع شده و نهادهای مسئول در مقام پاسخگویی به خواستههای مخاطبان ناگزیر به بررسی مجدد و ارزیابی هستند.
این امر در دوره مسئولیت کاندیدای مذکور نیز بارها رخ نموده است و پس از آن اضافه کرد: این در حالی است که تعداد کتابهای منتشر شده در کل مسئولیت ۸ساله کاندیدای مذکور تقریباً معادل نیمی از تعداد عناوین کتابهای منتشر شده ظرف یک سال گذشته است.
ماجرا به همین جا ختم نشد و یک روز بعد، محمدحسین صفارهرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در شورای هماهنگی اصولگرایان گیلان به تبیین عملکرد دولت نهم پرداخت والبته بازهم به آمار و ارقام تکیه کرد.
به گزارش روابط عمومی ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان، صفارهرندی گفت: گروه مقابل احمدینژاد معتقدند که طرف آنها عاقل نیست و عجول، شتابزده، خشونت طلب و اهل درگیری بوده و عزت مملکت را درنظر نمیگیرد و ما را در جهان خوار میکند.
وزیر ارشاد پس از آن از خدمات دولت نهم ازجمله میزان آسفالت راه روستایی، مقدار احداث شبکههای فیبرنوری، مقایسه میزان ثبت اختراعات در دولت نهم با دورههای قبلی و سفرهای استانی یاد کرد و تقریبا در پایان سخنان خود در مورد چاپ کتاب در کشور بدون هیچ اشارهای به نامه مورد نظر احمدینژاد ،تصریح کرد: در مدت ۴ سال بیش از ۲۱۸هزار عنوان کتاب در کشور منتشر شد که به اندازه ۳۰سال گذشته بود.
آمارهای واقعی
با مراجعه به پایگاه اینترنتی خانه کتاب میتوان از میزان صحت آمار وزیر ارشاد مطلع شد. در صفحه آمار نشر کتاب این پایگاه، گزارش آماری سالهای مختلف از سال ۷۳ تاکنون موجود است.
این شبکه اطلاعرسانی کتاب که در مراسم پانزدهمین سال انتخاب کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در بهمن ۷۷ بهدست رئیسجمهوری وقت، سید محمد خاتمی، افتتاح شد در بالای همین صفحه آورده که کتابهای مربوط به سالهای گذشته، در بانک اطلاعاتی خانه کتاب وجود ندارد و برهمین اساس آمارهای واقعی سالهای قبل تر، بیش از ارقام اعلام شده است اما با فرض کامل بودن آن، میتوان فهمید مقایسه این ۴ سال با ۳۰ سال گذشته کمی اغراقآمیز است.
براساس آمار منتشر شده از ابتدای سال ۷۹ تا پایان سال ۸۳، یعنی پیش از آغاز کار دولت نهم، در موضوعات گوناگون، ۱۷۳ هزار و ۳۲۷ عنوان کتاب به چاپ رسیده است که نشاندهنده رشد کمتر از ۳۰درصدی انتشار کتاب در ۴ سال اخیر است.
افزون بر اینکه از سال ۷۳ تا ۷۸، بیش از ۹۰ هزار عنوان کتاب در این پایگاه به ثبت رسیده است؛ یعنی بیش از ۲۶۰ هزار عنوان کتاب در ۱۱ سال.
اما نکته جالب، مقایسه میان ۲دوره ۴ ساله است. حتی اگر ۶ماهه اول سال ۸۴ را که هنوز دولت فعلی مستقر نشده بود به حساب آنها بگذاریم و بپذیریم که همه کتابهای سال ۸۴ در دولت نهم به چاپ رسیدهاند، بازهم مقایسه معناداری میان چاپ اول و تجدید چاپ و همچنین میزان تیراژ متوسط وجود دارد.
درحالی که در سال ۸۱، در مقایسه با ۲۰ هزار عنوان کتاب چاپ اولی، ۱۵ هزار عنوان کتاب تجدید چاپ، وجود دارد، در سال ۸۷، در مقابل ۲۴هزار عنوان کتاب چاپ اولی، ۳۱ هزار عنوان کتاب تجدید چاپ است.
به تعبیری دیگر درحالی که درسال ۸۱ نزدیک به ۶۰ درصد کتابهای منتشر شده را چاپ اولیها دراختیار داشتند، این میزان در سال ۸۷ به چیزی حدود ۴۰ درصد رسیده است.
این آمار همچنین نشان میدهد اگرچه آمار کلی نشر کتاب در مقایسه این دوسال افزایش یافته اما آنچه کفه این ترازو را سنگینی می کند، میزان کتابهای تجدیدچاپ است که لزوما در دولت نهم، برای نخستین بار زیر چاپ نرفتهاند؛
یعنی در مقایسه رشد ۲۰درصدی کتابهای چاپ اول، رشد بیش از ۱۰۰ درصدی کتابهای تجدید چاپ وجود دارد.
از سوی دیگر، مقایسه معناداری درباره تیراژ متوسط کتاب در این آمار به چشم میآید. سال۷۹ تیراژ متوسط کتاب ۵۱۳۶ نسخه بوده که در سال ۸۸ این تیراژ متوسط به ۳۰۲۱ نسخه رسیده است که نشانه کاهش ۷۰ درصدی تیراژ کتاب محسوب میشود.
با این حساب معلوم میشود که آمار کتابهای منتشر شده باتوجه به رشد فناوریهای چاپ، روند رو به رشدی داشته است که البته مقایسه ۴ سال گذشته با تمام ۳۰ سال قبل، غلوآمیز است.
همچنین باید توجه داشت که آنچه بهعنوان افزایش مطرح میشود، صرفا ازدیاد تنوع آثار است و گرنه محصولات نشر، آنچنان که تبلیغ میشود، افزایش نیافته و در مقابل زیاد شدن تنوع، تیراژ کتاب کم شده است